تبلیغات
فقه و حقوق اسلامی - ابراء: رهانیدن ذمه بده‌كار
 
فقه و حقوق اسلامی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی ملایی
مطالب اخیر
نویسندگان


ابراء (از مادّه «برء») به معناى رها كردن[1] است و در اصطلاح فقهى، به انشایى انصراف دارد كه نتیجه آن، ساقط كردن بدهى ثابت در ذمّه مدیون از سوى شخص طلب‌كار است؛ اعمّ از آن‌كه اسقاط ما فى‌الذمّه با خود ابراء حاصل شود یا آن‌كه طلب‌كار، ما فى‌الذمّه مدیون را به او تملیك‌كند و نتیجه آن اسقاط ما فى‌الذمّه باشد؛ چنان كه شهید اوّل احتمال داده است؛[2] بنابراین، ابراء از دیونى كه در آینده بر عهده شخص مى‌آید، درست نیست.[3] ابراء بنابر تملیك، عقد است؛ ولى بنابر اسقاط مى‌تواند عقد یا ایقاع باشد؛ هم‌چنین بنابر تملیك، ابراء دین مجهول براى طرفین و ابراء دین مبهم و مردّد و نیز معلّق كردن ابراء، درست‌نیست.[4]
واژگان مرتبط با این مدخل در قرآن، تصدّق و عفو و فضل است. تصدّق در سه آیه 280 بقره/2؛ 92 نساء/4؛ 45 مائده/5 آمده كه دو مورد اخیر، درباره عفو حقّ دیه* و قصاص است. عفو* دوبار در آیه 237 بقره/2 تكرار شده است. همین آیه درباره ابراء، كلمه «فضل» را به كار برده است.

متعلّق ابراء:

«دَین» به‌طور مسلّم مى‌تواند متعلّق ابراء قرار گیرد؛ همان‌گونه كه مى‌تواند متعلّق هبه باشد و هم‌چنین «عین خارجى» به طور قطع مورد ابراء قرار نمى‌گیرد؛[5] ولى مى‌تواند متعلّق هبه باشد. حقوق غیر قابل اسقاط، مانند حقّ رجوع در هبه نمى‌توانند متعلّق ابراء باشند؛ امّا حقوق قابل اسقاط مثل حقّ شفعه، حقّ قصاص* و حقّ دیه، بنابر اسقاط بودن ابراء، متعلّق آن قرار مى‌گیرند. ابراء، موضوع آثار و احكام فراوانى است كه در بسیارى از ابواب فقه به ویژه باب دَیْن*، نكاح، طلاق خلع و مبارات، كفالت، ضمان، ارث و وصیّت مى‌تواند مطرح باشد؛ به طور مثال، انفساخ عقد كفالت پس از ابراء ذمه بده‌كار به وسیله مكفولٌ‌له (طلب‌كار)،[6] منع رجوع ضامن به مضمون عنه (بده‌كار) در صورت ابراء ضامن از سوى مضمون‌له (طلب‌كار).[7]

ماهیّت ابراء:

مشهور نزد فقیهان شیعه و سنّى[8] این است كه ابراء، حق خالص ابراء كننده است و به تنفیذ ابراء شونده نیازى ندارد؛ بنابراین از ایقاعات است چون اولا ابراء اسقاط است، نه تملیك و اسقاط قبول لازم ندارد؛ ثانیاً در قرآن به «عفو و تصدّق» از آن تعبیر شده است: «...إِلاّ أَن یَعفونَ أو یَعفُوَا الَّذِى بِیَدهِ عُقدةُ النِّكاحِ» «...و أَن تَصدَّقوا خَیرٌ لَكُم» (بقره/2، 237 و 280) و در عفو و صدقه، حضور و قبول شخصى كه مورد صدقه و عفو قرار مى‌گیرد، لازم نیست؛[9] ثالثاً ابراء بر موردى كه قبول در كار نباشد نیز صادق است؛ رابعاً روایات بسیارى[10] بر درستى ابراء ذمّه میّت دلالت مى‌كند و قبول در مورد میّت معنا ندارد.[11] برخى حتّى با ردّ ابراء از طرف برىء شونده آن را قابل تحقّق دانسته‌اند.[12] عقد بودن ابراء به فقه‌القرآن، غنیه و سرائر نسبت داده شده است[13] كه درنتیجه، قبول لازم دارد؛ چون ابراء نوعى‌منّت از ناحیه طلب‌كار است وبدون جلب‌رضایت و قبول مدیون، نمى‌تواند او را زیر بار منّت قرار‌دهد.[14]

ابراء: رهانیدن ذمه بده‌كار

ابراء (از مادّه «برء») به معناى رها كردن[1] است و در اصطلاح فقهى، به انشایى انصراف دارد كه نتیجه آن، ساقط كردن بدهى ثابت در ذمّه مدیون از سوى شخص طلب‌كار است؛ اعمّ از آن‌كه اسقاط ما فى‌الذمّه با خود ابراء حاصل شود یا آن‌كه طلب‌كار، ما فى‌الذمّه مدیون را به او تملیك‌كند و نتیجه آن اسقاط ما فى‌الذمّه باشد؛ چنان كه شهید اوّل احتمال داده است؛[2] بنابراین، ابراء از دیونى كه در آینده بر عهده شخص مى‌آید، درست نیست.[3] ابراء بنابر تملیك، عقد است؛ ولى بنابر اسقاط مى‌تواند عقد یا ایقاع باشد؛ هم‌چنین بنابر تملیك، ابراء دین مجهول براى طرفین و ابراء دین مبهم و مردّد و نیز معلّق كردن ابراء، درست‌نیست.[4]
واژگان مرتبط با این مدخل در قرآن، تصدّق و عفو و فضل است. تصدّق در سه آیه 280 بقره/2؛ 92 نساء/4؛ 45 مائده/5 آمده كه دو مورد اخیر، درباره عفو حقّ دیه* و قصاص است. عفو* دوبار در آیه 237 بقره/2 تكرار شده است. همین آیه درباره ابراء، كلمه «فضل» را به كار برده است.

متعلّق ابراء:

«دَین» به‌طور مسلّم مى‌تواند متعلّق ابراء قرار گیرد؛ همان‌گونه كه مى‌تواند متعلّق هبه باشد و هم‌چنین «عین خارجى» به طور قطع مورد ابراء قرار نمى‌گیرد؛[5] ولى مى‌تواند متعلّق هبه باشد. حقوق غیر قابل اسقاط، مانند حقّ رجوع در هبه نمى‌توانند متعلّق ابراء باشند؛ امّا حقوق قابل اسقاط مثل حقّ شفعه، حقّ قصاص* و حقّ دیه، بنابر اسقاط بودن ابراء، متعلّق آن قرار مى‌گیرند. ابراء، موضوع آثار و احكام فراوانى است كه در بسیارى از ابواب فقه به ویژه باب دَیْن*، نكاح، طلاق خلع و مبارات، كفالت، ضمان، ارث و وصیّت مى‌تواند مطرح باشد؛ به طور مثال، انفساخ عقد كفالت پس از ابراء ذمه بده‌كار به وسیله مكفولٌ‌له (طلب‌كار)،[6] منع رجوع ضامن به مضمون عنه (بده‌كار) در صورت ابراء ضامن از سوى مضمون‌له (طلب‌كار).[7]

ماهیّت ابراء:

مشهور نزد فقیهان شیعه و سنّى[8] این است كه ابراء، حق خالص ابراء كننده است و به تنفیذ ابراء شونده نیازى ندارد؛ بنابراین از ایقاعات است چون اولا ابراء اسقاط است، نه تملیك و اسقاط قبول لازم ندارد؛ ثانیاً در قرآن به «عفو و تصدّق» از آن تعبیر شده است: «...إِلاّ أَن یَعفونَ أو یَعفُوَا الَّذِى بِیَدهِ عُقدةُ النِّكاحِ» «...و أَن تَصدَّقوا خَیرٌ لَكُم» (بقره/2، 237 و 280) و در عفو و صدقه، حضور و قبول شخصى كه مورد صدقه و عفو قرار مى‌گیرد، لازم نیست؛[9] ثالثاً ابراء بر موردى كه قبول در كار نباشد نیز صادق است؛ رابعاً روایات بسیارى[10] بر درستى ابراء ذمّه میّت دلالت مى‌كند و قبول در مورد میّت معنا ندارد.[11] برخى حتّى با ردّ ابراء از طرف برىء شونده آن را قابل تحقّق دانسته‌اند.[12] عقد بودن ابراء به فقه‌القرآن، غنیه و سرائر نسبت داده شده است[13] كه درنتیجه، قبول لازم دارد؛ چون ابراء نوعى‌منّت از ناحیه طلب‌كار است وبدون جلب‌رضایت و قبول مدیون، نمى‌تواند او را زیر بار منّت قرار‌دهد.[14]

مصادیق ابراء در قرآن

1. ابراء مهر:

اگر مهر به صورت كلّى بر ذمه شوهر باشد، ابراء درباره آن تحقّق‌پذیر است. برئ كننده مهر، گاهى زوجه و گاهى غیرزوجه است.
الف. ابراء مهر به وسیله زوجه: قرآن، در آیه 4 نساء/4 مى‌فرماید: مرد باید مهر زن را بپردازد، مگر آن‌كه زن، از روى رغبت مهر خود را (به صورت ابراء یا هبه) واگذارد كه در این صورت، تصرّف در مهر* بر شوهر حلال و گوارا خواهد بود: «و‌ءَاتُوا النِّساءَ صَدُقـتِهنَّ نِحلةً فَإِن طِبنَ لَكُم عَن شَىء مِنهُ نَفساً فَكلوهُ هَنیـاً مَرِیـاً». اطلاق آیه، ابراء پیش از طلاق* یا پس از آن را شامل مى‌شود و قرآن، در خصوص طلاق قبل از آمیزش، در آیه 237 بقره/2، سخن از استحقاق نصف مهر براى زن، سپس سخن از واگذارى (ابراء یا هبه) نصف مهر یا بعض آن به شوهر به وسیله زن را مطرح مى‌كند: «و‌إِن طَلَّقتُموهنَّ مِن قَبلِ أَن تَمَسُّوهنَّ و قَد فَرضتُم لَهنَّ فَریضةً فَنِصفُ مَا فَرَضتُم إِلاَّ أَن یَعفُونَ...» ب.ابراء مهر به وسیله غیر زوجه:
«...أَو یَعفُوَا الَّذِى بِیَدهِ عُقدةُ النِّكاحِ». (بقره/ 2، 237) در تفسیر این قسمت از آیه، دو رأى وجود دارد: و روایات شیعه و سنّى نیز متفاوت است.[15] ابوحنیفه مى‌گوید: مقصود شوهر، و‌عفو او پرداخت تمام مهریه به زن است و اگر در ابتداى عقد، مهر او را پرداخته، عفو به معناى باز‌پس نگرفتن نصف مهر است.[16] دلیل این قول این است كه اوّلاً ظاهر «الَّذِى بِیَدِهِ عُقدَةُ النِّكاح» كسى است كه اختیار نكاح خود را دارد، نه نكاح دیگران را، و‌او كسى جز شوهر نیست؛ ثانیاً كسى جز زن، حقّ بخشش مهرش را ندارد؛ پس آیه را باید طورى معنا كنیم كه با این حكم قطعى مخالف نباشد. امامیّه[17] و شافعیّه[18] گفته‌اند: مقصود از كسى‌كه گره زناشویى در دست او قرار دارد، ولىّ زوجه است كه در صورت وجود مصلحت، نصف مهر را ابراء مى‌كند. دلیل آنان این است كه اوّلا از شوهر در ابتداى آیه  (لاَ جُناحَ عَلَیكُم...» به صورت مخاطب سخن به میان آمده و در این قسمت، آیه به صورت فعل غایب است و اگر مقصود، شوهر بود، آیه به صورت خطاب با او سخن مى‌گفت؛ پس منظور، ولىّ زوجه است؛[19] ثانیاً گره زناشویى به دست شوهر نیست؛ زیرا او پیش از ازدواج با زن، بیگانه است و هیچ ولایتى بر همسر آینده‌اش ندارد و پس از ازدواج هم نكاح حاصل شده و تحصیل حاصل ممتنع است؛ پس منظور از «اَلَّذى بِیَدهِ عُقدةُ النِّكاحِ» ولىّ زوجه خواهد بود.[20] در این كه مصادیق «ولىّ» كیانند، برخى گفته‌اند: پدر و جدّ پدرى است.[21] ابن‌ادریس مى‌گوید: ولایت بر ابراءِ مهر براى جدّ پدرى در صورت مرگ پدر است.[22] برخى برادر را نیز افزوده‌اند.[23] بر پایه روایاتى در تفسیر قول خداوند  (أَو یَعفُوَا الَّذِى بِیَدهِ عُقدةُ النِّكاحِ...) چنین آمده است: ولىّ عبارت از پدر، برادر، موصى الیه و كسى است كه در اموال زن نفوذ دارد.[24]

شرایط ابراء مهر:

شرایط زن براى داشتن حقّ ابراء؛ عقل، بلوغ، حریّت و رشید بودن است؛[25] چه ولىّ او راضى به ابراء باشد یا نباشد؛ امّا در این‌كه حق ولىّ در ابراء با نبود شرایط پیش گفته در زن است یا این حق براى ولىّ ثابت است، چه زن شرایط را داشته باشد یا نداشته باشد و چه راضى به ابراء باشد یا نه، اختلاف است.[26]

2. ابراء بر تنگ‌دست و ناتوان:

مورد دوم ابراء در در آیه 280 بقره/2 است كه فرمان مى‌دهد: به بده‌كاران تنگ‌دست باید مهلت داده شود تا گشایشى حاصل گردد؛ پس از آن، سفارش مى‌كند كه ابراء آنان، از سوى طلب‌كار، بهتر است: «...و إِن كَانَ ذُو عُسرَة فَنَظِرةٌ إِلَى مَیسَرة و أَن تَصدَّقوا خَیرٌ لَكُم إِن كُنتُم تَعلمونَ» ؛ بنابراین، مطالبه از كسى كه در تنگنا قرار دارد حرام؛[27] ولى ابراء درباره او مستحب است.
تعجیل دَیْن با ابراء بعضى از آن: فقیهان، طولانى كردن زمان بازپرداخت بدهى در برابر افزودن مبلغ آن را جایز نمى‌دانند؛ ولى معتقدند كه تعجیل در دین (جلو انداختن آن) در ازاى چشم پوشى و ابراء طلب‌كار از بعض آن جایز است.[28] دلیل این مطلب، روایتى از حضرت صادق(علیه السلام)است. از حضرت درباره مردى پرسیده شد كه دَین مدّت دارى بر گردن او است و طلب‌كار به او مى‌گوید: اگر فلان مقدارش را به صورت نقد بدهى، تو را از بقیه آن ابراء مى‌كنم. امام(علیه السلام)فرمود: اشكالى ندارد؛ چون بر مبلغ نیفزوده است. خداوند مى‌فرماید: «فَلكُم رُءُوسُ أَمولِكُم لاَتَظْلِمُونَ و لاَتُظْلَمونَ» .[29] (بقره/2، 279)

3. ابراء حقّ قصاص و خون‌بها:

از اسقاط حقّ قصاص و دیه، در سه آیه از قرآن با تعبیر «عفو» و «تصدّق» تعبیر شده است: 1. «كُتِبَ عَلیكُمُ القِصاصُ ... فَمن عُفِىَ لهُ مِن أَخیهِ شَىءٌ...» (بقره/2، 178)، 2. «...‌و مَن قَتلَ مُؤمِناً خَطـاً ... إِلاَّ أَن یَصَّدَّقوا‌...» (نساء/4، 92)، 3.«...‌أَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ و العَینَ بِالعینِ ... فَمَن تَصدَّقَ بهِ فَهوَ كَفَّارةٌ لهُ...‌.» (مائده/5‌،45)

اهداف ابراء:

1. حلّ مشكل خانوادگى:

گاهى در وضعیّتى، امكان طلاق كه یگانه راه حل معضل خانواده است، از بین مى‌رود كه در این صورت، زن با پیشنهاد ابراء مهر یا مرد با بخشش نصف مهر كه حقّ او پیش از آمیزش است، كانون خانواده را از مشكل مى‌رهاند: «إِلاَّ أَن یَعفونَ أَو یَعفُوَا الَّذِى بِیَدهِ عُقدةُ النِّكَاحِ و أَن تَعفُوا أَقربُ لِلتَّقوى و لاَتَنسَوُا الفَضلَ بینَكم إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعملونَ بَصیرٌ.» (بقره/ 2، 237)

2. حلّ مشكل اجتماعى:

قرآن در آیه 280 بقره/2 ابراء دین از مدیون در حدّ اعسار* را بهتر و مفیدتر از مهلت دادن به وى قرار داده است: «...‌وَ‌إِن كانَ ذُو عُسرَة فَنَظِرَةٌ إِلى مَیسرَة و أَن تَصدَّقوا خَیرٌ لَكُم...» .

3. انتخاب راه پسندیده و نیك در برخورد با برادران دینى:

خداوند، پس از آن‌كه حكم قصاص را تشریع مى‌كند مى‌فرماید: اگر كسى از سوى برادر دینى خود بخشیده و حكم قصاص به خون‌بها تبدیل شود، باید از راه پسندیده پیروى كند؛ یعنى اولیاى دم، حال پرداخت كننده را در نظر بگیرند و قاتل نیز در متقابل، دیه را به نیكى به ولىّ مقتول بپردازد و در آن مسامحه نكند: «...فَمَن عُفِى لهُ مِن أَخیهِ شَىءٌ فَاتِّباعٌ بِالمَعروفِ و أَداءٌ إِلیهِ بِإِحسَـن ذلِكَ تَخفِیفٌ مِن رَبِّكُم‌...». (بقره/2، 178)

پاداش و آثار معنوى ابراء:

قرآن در آیه 280 بقره/2 از ابراءِ معسر به تصدّق تعبیر كرده است. كنز العرفان از این تعبیر استفاده كرده كه ابراء مانند هر صدقه‌اى عبادت، و‌ثواب آن بر قصد قربت متوقّف است؛[30] البتّه برخى گفته‌اند: مقصود از تصدّق در این‌جا به دلیل روایت نبوى(صلى الله علیه وآله)كه در آن هر روز مهلت دادن، صدقه شمرده شده، همان مهلت دادن است و مطلب جدیدى نیست؛[31] ولى صاحب مسالك، این مطلب را رد مى‌كند.[32] در آیه 280 بقره/2 با آن‌كه ابراء مستحب است، از مهلت دادن كه واجب است بهتر دانسته شده. از این‌جا روشن مى‌شود كه ثواب آن بسیار است؛ البتّه شمارى از مفسّران گفته‌اند: «خَیرٌ لَكُم» یعنى ابراء از مالى كه از مدیون طلب دارید و مى‌خواهید آن را بگیرید، بهتر است.[33] در آیه 237 بقره/2 پس از آن‌كه از ابراء و عفو مهر به وسیله شوهر یا زن یا ولىّ او سخن مى‌گوید، پرهیزگارى را نتیجه ابراء و عفو قرار داده است: «و‌أَن تَعفُوا أَقربُ لِلتَّقوَى...» . علاّمه طباطبایى[34] مى‌نویسد: كسى كه از حقّ ثابت خود اعراض و آن را ابراء كند، درباره اعراض از آن‌چه حق ندارد به آن نزدیك شود و خدا آن را ممنوع كرده، قوى‌تر خواهدبود و این همان تقوا است. درنهایت، خداوند ترغیب مى‌كند كه احسان مؤمنان به یك‌دیگر با ابراء و عفو كردن، به فراموشى سپرده نشود: «و‌لاَتَنسَوُا الفَضلَ بَینَكُم» ؛ به ویژه زن و شوهر به یك دیگر كمك كنند و براى هم دیگر سختى فراهم نسازند: «إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعملونَ بَصیرٌ» خداوند به آن‌چه انجام مى‌دهید، آگاه و بینا است.

منابع:

الاشباه و النظائر؛ التبیان فى تفسیر القرآن؛ تفسیر العیّاشى؛ التفسیر الكبیر؛ الجامع لأحكام القرآن، قرطبى؛ جواهرالكلام؛ الدرّالمنثور فى التفسیر بالمأثور؛ روح‌المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ روض‌الجنان و روح‌الجنان؛ زبدة‌البیان؛ السنن‌الكبرى؛ القواعد و الفوائد؛ كتاب السرائر؛ الكشّاف؛ كنزالعرفان؛ لسان‌العرب؛ المبسوط؛ مجمع‌البیان فى تفسیرالقرآن؛ مسالك الافهام، كاظمى؛ مفتاح الكرامه؛ المنجد؛ منهاج الصالحین؛ موسوعة‌الفقه الاسلامى؛ المیزان فى تفسیرالقرآن؛ وسائل‌الشیعه.
سیدمصطفى اسدى



[1] لسان‌العرب، ج 1، ص 355، «برء»؛ المنجد، ص 30، «برء».
[2] القواعد والفوائد، شهیداول، ص291و292؛ الاشباه والنظائر، ج1، ص‌368.
[3] مفتاح الكرامه، ج‌12، ص‌674‌.
[4] القواعد و الفوائد، ص‌291و292؛ الاشباه و النظائر، ج‌1، ص368.
[5] كنزالعرفان، ج 2، ص 207.
[6] مفتاح‌الكرامه، ج12، ص769و770؛ منهاج‌الصالحین، ج2، ص191.
[7] مفتاح‌الكرامه، ج‌12، ص‌676‌؛ منهاج‌الصالحین، ج‌2، ص‌182.
[8] جواهر، ج‌28، ص‌165؛ موسوعة‌الفقه الاسلامى، ج‌1، ص‌181.
[9] كنزالعرفان، ج‌2، ص‌57‌.
[10] وسائل، ج‌18، ص‌346.
[11] جواهر، ج 28، ص 165.
[12] موسوعة الفقه الاسلامى، ج‌1، ص‌181 و 182.
[13] همان.
[14] السرائر، ج3، ص‌176؛ المبسوط، ج3، ص‌314.
[15] عیّاشى، ج‌1، ص‌125 و 126؛ الدرّالمنثور، ج‌1، ص‌698 و 699‌؛ السنن الكبرى، ج‌11، ص‌136.
[16] التفسیرالكبیر، ج6‌، ص152؛ قرطبى، ج3، ص‌136.
[17] التبیان، ج‌2، ص‌273.
[18] الكشّاف، ج‌1، ص‌285ـ286.
[19] التفسیرالكبیر، ج 6، ص 152؛ قرطبى، ج 3، ص 136.
[20] همان.
[21] مجمع‌البیان، ج‌2، ص‌597‌.
[22] كنزالعرفان، ص‌65‌.
[23] الدرّالمنثور، ج‌1، ص‌699‌.
[24] عیّاشى، ج‌1، ص‌125و126.
[25] روض‌الجنان، ج 3، ص 311؛ التبیان، ج 2، ص 273.
[26] روض‌الجنان، ج‌3، ص‌311.
[27] كنزالعرفان، ج‌2، ص‌57‌.
[28] جواهر، ج‌25، ص‌36.
[29] وسائل، ج‌18، ص‌448.
[30] كنزالعرفان، ج‌2، ص‌57‌.
[31] الدرّالمنثور، ج‌2، ص‌112ـ115.
[32] مسالك الافهام، ج‌3، ص‌68‌.
[33] زبدة‌البیان، ص‌569‌؛ روح‌المعانى، مج3، ج‌3، ص‌88‌.
[34] المیزان، ج‌2، ص‌245و246.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:07 ب.ظ
I believe that is among the so much important information for me.
And i'm glad reading your article. But wanna observation on few basic issues, The web site style is great, the articles is really nice
: D. Good activity, cheers
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:06 ب.ظ
This is my first time pay a quick visit at here and i am actually happy
to read everthing at single place.
جمعه 13 مرداد 1396 10:50 ب.ظ
Having read this I thought it was really enlightening.
I appreciate you taking the time and energy to put this
content together. I once again find myself spending a lot
of time both reading and leaving comments. But so what, it was still worthwhile!
شنبه 7 مرداد 1396 12:47 ب.ظ
Nice blog here! Also your website loads up very fast!

What host are you using? Can I get your affiliate link to your host?
I wish my site loaded up as quickly as yours lol
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:55 ب.ظ
Superb, what a webpage it is! This webpage provides helpful data to
us, keep it up.
سه شنبه 26 آذر 1392 02:37 ب.ظ
چقدر وبلاگتون خوشگله، احسنت، موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی