تبلیغات
فقه و حقوق اسلامی - اثبات مطلقه بودن ولایت فقیه
 
فقه و حقوق اسلامی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی ملایی
مطالب اخیر
نویسندگان
  • علیرضا پیروزمند

  • از اركان مهم نظریه نظام ولایت مطلقه فقیه بررسى معنا و ضرورت مطلقه بودن ولایت فقیه است كه در قالب این عنوان، حدود اختیارات ولى فقیه تعیین مى‏شود. با بررسى این مرحله، اركان اصلى نظریه ولایت مطلقه فقیه بررسى شده و معقولیت آن به اثبات مى‏رسد.

    در این مرحله ابتدا به بررسى نظریه‏هاى مختلفى درباره حدود اختیارات ولایت فقیه مى‏پردازیم و سپس نظریه مختار را بیان مى‏كنیم و در نهایت‏بر اساس معناى مورد نظر به سؤالات و ابهامات مطرح شده در این زمینه پاسخ مى‏دهیم. البته باید توجه داشت كه تلقى‏هاى معمول از ولایت مطلقه فقیه نوعا قابلیت جمع با یكدیگر دارند اما به دلیل تفاوت مفهومى به صورت مجزا ذكر مى‏گردند.

    1

  • علیرضا پیروزمند

  • از اركان مهم نظریه نظام ولایت مطلقه فقیه بررسى معنا و ضرورت مطلقه بودن ولایت فقیه است كه در قالب این عنوان، حدود اختیارات ولى فقیه تعیین مى‏شود. با بررسى این مرحله، اركان اصلى نظریه ولایت مطلقه فقیه بررسى شده و معقولیت آن به اثبات مى‏رسد.

    در این مرحله ابتدا به بررسى نظریه‏هاى مختلفى درباره حدود اختیارات ولایت فقیه مى‏پردازیم و سپس نظریه مختار را بیان مى‏كنیم و در نهایت‏بر اساس معناى مورد نظر به سؤالات و ابهامات مطرح شده در این زمینه پاسخ مى‏دهیم. البته باید توجه داشت كه تلقى‏هاى معمول از ولایت مطلقه فقیه نوعا قابلیت جمع با یكدیگر دارند اما به دلیل تفاوت مفهومى به صورت مجزا ذكر مى‏گردند.

    1- تلقى‏هاى مختلف ولایت مطلقه فقیه
    1- «مطلقه بودن ولایت‏» به معناى این است كه ولى فقیه همه كاره مطلق است و مردم هیچ كاره و باید صد در صد مطیع محض باشند. به عبارت دیگر مطلقه بودن به معناى تمركز قدرت و سپردن قدرت بى مهار به شخص واحد هر چند عادل مى‏باشد.

    2- «مطلقه بودن ولایت‏» به معناى تعمیم حوزه ولایت در تمامى عرصه‏هاى اجتماعى و شخصى افراد است.

    3- «مطلقه بودن ولایت‏» به معناى شمولیت ولایت فقیه بر همه افراد جامعه است.

    4- «مطلقه بودن ولایت‏» به معناى شمولیت و موضوعات ولایت ولى فقیه در همه مواردى است كه موضوع یكى از احكام پنجگانه فقهى قرار مى‏گیرد، یعنى همان احكام «واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح‏» .

    5- «مطلقه بودن ولایت‏» به معناى محدود نشدن ولى فقیه به حد قانون بشرى و امكان عمل، فوق قانون بشرى و امكان وضع قانون توسط اوست.

    6- «مطلقه بودن ولایت‏» به معناى این است كه ولى فقیه مى‏تواند فوق احكام اولیه فقهى عمل كند و بنابر مصالح، احكام اولى را ترك نموده و بر طبق احكام ثانوى عمل كند.

    7- «مطلقه بودن ولایت‏» ، بدین معناست كه ولى فقیه مى‏تواند بر اساس مصلحت عقلى - كه براى جریان حكومت تشخیص مى‏دهد - نه تنها فوق قانون بشرى; بلكه فوق قانون الهى نیز عمل كند و حتى به تعطیلى بعضى از احكام بنابر اقتضاى شرایط خاص، امر نماید.

    تمامى اینها نظراتى است كه در این خصوص بیان شده است. اما ما بر خلاف روال معمول ابتدا معناى مورد نظر خود را از ولایت مطلقه ارائه و سپس بررسى مى‏كنیم كه كدام یك از موارد فوق قابل پذیرش بوده و كدام یك پذیرفتنى نیست.

    2- تفاوت سه نوع ولایت «تكوینى، تشریعى و اجتماعى‏»
    شایسته است قبل از تبیین مطلقه بودن ولایت، به این سؤال پاسخ دهیم كه اصولا مطلقه بودن یا نبودن ولایت ولى فقیه موضوعا مربوط به چه دایره‏اى است؟ بر فرض كه مطلقه بودن ولایت ثابت‏شود، آیا دایره آن تا ولایت تكوینى و تشریعى نیز گسترش مى‏یابد یا خیر؟

    ولایت نبى مكرم اسلام (ص) در سه مرتبه، قابل تعریف است:

    الف) ولایت تكوینى: بدین معنا كه صاحب چنین ولایتى، به اراده خود قادر به ایجاد تغییرات در عالم مخلوقات و كائنات است و بدین وسیله مى‏تواند كارهاى خارق العاده‏اى را كه در روال طبیعى قوانین عالم طبیعت قابل انجام نیست، انجام دهد. مثلا درخت میوه‏اى را زودتر از موعد مورد نظر به بار بنشاند یا شخص مبتذلى را به فردى سالم و سرزنده تبدیل كند و یا عكس حیوانى را به حیوان زنده تبدیل نماید و كارهایى از این قبیل.

    2- ولایت تشریعى: این ولایت مبناى ولایت‏بر قانونگذارى است. صاحب چنین ولایتى حق دارد باید و نبایدهاى شرعى و الهى را بیان كند، یعنى قوانینى كه تبعیت از آنها مبدا نجات و سعادت، تمرد از آنها مبدا گمراهى و عقاب اخروى است.

    3- ولایت اجتماعى: این ولایت‏به معناى ولایت‏بر جامعه و سرپرستى و هدایت تغییرات آن از طریق تصمیمگیریهاى به موقع در حوادث مختلف اجتماعى است.

    تجمع سه مرتبه ولایت فوق، در نبى مكرم اسلام (ص) مورد اتفاق جمیع علماى شیعه، بلكه علماى اهل تسنن است، هر چند ولایت تكوینى نبى مكرم (ص) نسبت‏به ولایت تكوینى خداى متعال از دایره محدودترى برخوردار است.

    ائمه اطهار (ع) نیز مرتبه‏اى از ولایت تكوینى داشته‏اند كه مورد اتفاق علماى شیعه است; اما در ولایت تشریعى ائمه (ع) فى الجمله اختلافاتى وجود دارد; مبنى بر اینكه آیا ائمه (ع) صرفا به تبیین معصومانه تشریع انجام گرفته توسط خداى متعال و تكمیل شده توسط نبى مكرم (ص) مى‏پردازند و یا همچون نبى مكرم (ص) خود نیز اجازه تشریع دارند كه این اختلاف به بحث فعلى ما مربوط نشده و در اینجا تاثیرى ندارد.

    اما نسبت‏به ولایت و زعامت اجتماعى معصومین (ع) مساله قطعى است كه آنها داراى حق زعامت‏سیاسى و ولایت‏بر جامعه بودند; هر چند به علت عدم اقبال عمومى مردم، نسبت‏به آنها و شرایط خاص اجتماعى كه در زمان ائمه (ع) به وجود آمد، حكومت ظاهرى كمتر به دست ایشان رسید و شیعیان نیز از این فیض محروم ماندند.

    توضیح این سه مرتبه از ولایت و تطبیق آن بر نبى اكرم (ص) و ائمه (ع) براى این بود كه روشن شود ولایت مورد گفتگو در ولایت مطلقه فقیه، ابدا از سنخ ولایت تكوینى و یا ولایت تشریعى نیست; بلكه به معناى ولایت اجتماعى است. توجه تفصیلى در معناى ولایت‏بر جامعه در مباحث قبل نیز به همین دلیل بود كه برخى از پندارهاى غلط درباره ولایت مطلقه فقیه را در بدو امر كنار بزنیم. از جمله اینكه بعضى گمان برده‏اند قائل شدن به ولایت مطلقه فقیه، شرك محسوب مى‏شود (1) و یا بعضى گمان برده‏اند كه قائل شدن به ولایت مطلقه فقیه براى شخص غیر معصوم، قبیح است (2) و یا گفته‏اند ولایت مطلقه را فقط خدایى كه مالك الموت و الرقاب است، دارا است. (3)

    همه این تفكرات ناشى از نشناختن معناى ولایت مطلقه فقیه است، قائل شدن به ولایت مطلقه براى فقیه در محدوده ولایت اجتماعى، هیچ گاه ولایت تشریعى - به معناى جعل قوانین ثابت - و ولایت تكوینى را كه از شؤون ولایت نبى اكرم (ص) و ائمه (ع) است در بر نمى‏گیرد. القاى چنین تلقى‏اى از ولایت مطلقه فقیه، به سبب ناآگاهى به این معنا یا به سبب غرض ورزى و قبیح جلوه دادن چنین واژه‏اى نزد مردم است.

    فرمایش حضرت امام خمینى (ره) نیز در بیان چنین محدوده‏اى براى ولایت ولى فقیه صراحت دارد. ایشان در كتاب بیع خود مى‏فرمایند:

    «كلیه امور مربوط به حكومت و سیاست كه براى پیامبر (ص) و ائمه (ع) مقرر شده، در مورد فقیه عادل نیز مقرر است و عقلا نیز نمى‏توان فرقى میان این دو قائل شد» . (4)

    آنچه شاهد بحث ما از عبارات فوق است، قید «امور مربوط به حكومت و سیاست‏» است; یعنى حضرت امام (ره) تمامى شؤون ولایت پیامبر (ص) و ائمه (ع) را بر ولى فقیه تسرى نداده‏اند; بلكه تنها امور مربوط به حكومت و سیاست را به تمامه براى فقیه عادل مقرر فرموده‏اند. اما اینكه چگونه عقلا چنین چیزى قابل اثبات است، در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

    3- معناى مورد نظر از ولایت مطلقه فقیه
    معناى اطلاق در ولایت مطلقه فقیه را از چهار جنبه مى‏توان بررسى كرد كه جمع این چهار جهت، روى هم، تصویر جامع و روشنى از معناى این واژه تحویل مى‏دهد.

    الف) اطلاق مكانى: اطلاق مكانى بدین معناست كه محدوده ولایت ولى فقیه به هیچ مرز جغرافیایى مقید نمى‏گردد و هر جا كه بشریت زیست مى‏كند دایره ولایت ولى فقیه گسترده است.

    دلیل این امر این است كه هیچ مكتب مدعى تكامل نمى‏تواند خود را در محدوده جغرافیایى خاص محدود كند و اسلام نیز به عنوان كاملترین و مترقى‏ترین دین، مدعى تكامل پیام هدایت‏براى تمامى بشریت‏بوده و همه را به هدایت دعوت مى‏كند. مرزهاى سیاسى و جغرافیایى نمى‏توانند حد عقلى حقانیت‏یك مكتب باشند. به همان دلیلى كه مرز جغرافیایى باعث تعدد مكتب و مرام حقى كه مردم مى‏بایست از آن تبعیت كنند نمى‏باشد، باعث تعدد ولى اجتماعى - كه در عصر غیبت هماهنگ كننده اختیارات مردم و رهبرى اسلام در مقابله با امت كفر مى‏باشد - نیز نمى‏گردد; هر چند ممكن است در عمل این مرزهاى جغرافیایى موانعى را براى اعمال چنین حاكمیتى ایجاد نمایند; اما صرف نظر از مانعیت آن، صرفا وجود مرز جغرافیایى و تنوع نژادى توجیه‏گر تنوع رهبرى امت اسلام نیست.

    حتى به همین دلیل، ولایت ولى فقیه بر كافر غیر محاربى كه تسلیم قوانین جامعه اسلامى مى‏باشد نیز جارى است و اعمال چنین حاكمیتى بدین منظور است كه ولى فقیه بتواند هماهنگ سازى فكرى و اجرایى پیروان سایر ادیان توحیدى را نیز به دست گرفته و از توان آنها براى اقامه توحید در عالم بهره گیرد.

    ب) اطلاق زمانى: اطلاق زمانى ولایت مطلقه، بدین معناست كه در هیچ مقطع زمانى نخواهد بود كه احتیاج چنین ولایتى موضوعا از بین برود و بشریت‏بى‏نیاز از ولایت ولى فقیه گردد.

    دلیل چنین اطلاقى، آن است كه مراحل تكامل بشریت عقلا تمام شدنى نبوده و توقف بردار نیست و تا آنجا كه انسان میل به عروج و كمال خواهى دارد، احتیاج به رهبرى فرزانه براى هدایت‏به سمت این كمال اجتناب ناپذیر است.

    البته اطلاق زمانى، مانع از آن نیست كه بشر در مرحله‏اى از بلوغ تاریخى خود مجددا به ولایت ولى تاریخى و امام معصوم (ع) محتاج شود تا او با تمامى شؤونى كه ولایت امام معصوم (ع) داراست، زعامت جامعه اسلامى را بر عهده گیرد.

    ج) اطلاق موضوعى: اطلاق موضوعى بدین معناست كه موضوعات مورد ولایت ولى فقیه تا آنجا گسترده است كه ولایت دین بر جامعه سایه افكند. ولایت او بر كلیه روابط و ساختارهاى «سیاسى، فرهنگى و اقتصادى‏» جامعه جارى است و هیچ شانى از شؤون اجتماعى جامعه نمى‏باشد كه ولایت او در آن محدوده جارى نگردد.

    چنان كه ذكر شد چنین اطلاقى طبیعت‏حاكمیت مقتدر است. حتى مى‏توان گفت چنین ولایتى منحصر به ولایت دینى ولى فقیه نیز نیست و در سایر نظامها نیز در صورتى كه بخواهند توان جامعه مصروف فرهنگ مورد پذیرش عموم جامعه گردد، چنین شكل و گستره‏اى از ولایت اجتناب ناپذیر است. بر فرض تنزل، حداقل براى جامعه اسلامى كه به دنبال حاكمیت دین بر جامعه و هماهنگ سازى رفتارهاى عمومى مردم بر محور ارزشها و مقاصد دینى است اطلاق موضوعى امامت اجتماعى ضرورى است; چرا كه پذیرفتن محدوده‏اى از موضوعات اجتماعى كه در زیر مجموعه چنین ولایتى قرار نگیرد; تنها در صورتى قابل توجیه است كه آن مجموعه از موضوعات، منفصل از سایر موضوعات اجتماعى بوده و كیفیت تصمیم‏گیرى و رفتار پیرامون آن در سعادت و كمال و یا نكس جامعه به صورت مؤثر قلمداد نشود. لذا باید پذیرفت در هر گسترده‏اى كه امكان وقوع «عدل و ظلم‏» وجود دارد، مى‏بایست ولایت دینى نیز سایه پربركت‏خود را بر آن بیفكند.

    تنها سؤال باقى مانده در خصوص اطلاق موضوعى، این است كه آیا محدوده ولایت فقیه، حوزه خصوصى و رفتار شخصى افراد را نیز شامل مى‏شود یا خیر؟ بر اساس مقدمات گذشته، پاسخ این سؤال در بحث ولایت‏بر جامعه روشن و نتیجه‏گیرى شد كه اصل با «ولایت‏» است; یعنى قاعده اولیه در جامعه، ولایت است. اما در حوزه امور فردى اصل بر «عدم ولایت‏» مى‏باشد; لذا جز در موارد معینى كه شرعا ولایت آن به دست‏حاكم شرعى سپرده شده است، در سایر موارد - جز در موارد ضرورت و تزاحم منافع شخصى با منافع اجتماعى - حاكمیت و ولایت ولى فقیه جارى نمى‏باشد.

    د) اطلاق حكمى (اطلاق در نفوذ) : از اطلاق حكمى ممكن است، این تلقى به ذهن متبادر گردد كه اختیار ولى فقیه در اینكه در اعمال ولایت‏خود چه حكمى را صادر كند، مطلق است، یعنى فوق هر گونه قانونى عمل مى‏كند; اما این معنا مورد نظر و تایید ما نیست. بلكه به نظر ما ولى فقیه بر اساس قوانین - با توضیحى كه نسبت‏به قانون در مباحث‏بعد بیان خواهد گردید - حق راى دادن دارد و راى او نافذ است و آحاد جامعه باید تسلیم راى او گردند، همانند ولایت قاضى در موضوع مورد تخاصم كه ولایت مطلق دارد. یعنى قاضى بر اساس قوانین شرع حكم مى‏كند اما راى قاضى پس از انشاء نافذ بوده و طرفین باید تسلیم آن گردند.

    اطلاق در نفوذ به این معنا نیست كه حاكم هر گونه كه خود خواست عمل مى‏كند; بلكه به این معناست كه پس از صدور راى خود، مبدا التزام به حق مى‏باشد و در این مبدا بودنش مطلق است‏یعنى حتى اگر اطمینان داشته باشد كه حق به جانب یك طرف تخاصم است اما دلیل كافى براى اثبات حق او نیست و قاضى بر اساس ادله ظاهرى بر علیه او حكم نماید، حكم قاضى در مبدا اثر بودن، مطلق است.

    به این ترتیب ولى فقیه نیز در نافذ بودن حكم و فصل الخطاب راى بودن در تصمیم گیریهاى اجتماعى كه مستقیما به او مربوط مى‏شود ولایتش مطلقه است. براى كامل شدن معناى اطلاق حكمى جنبه دیگر قضیه - یعنى قوانینى كه ولى فقیه بر اساس آن حكم صادر مى‏نماید - بایست روشن گردد. اینكه اصولا آیا ولى فقیه در اعمال حاكمیت‏خود مقید به قانون مى‏گردد یا خیر و این قانون از نوع قانون بشرى است‏یا از نوع قانون الهى، مطلب مهمى است كه در ادامه همین بررسى بدان خواهیم پرداخت. (5)

    4- «موانع‏» جریان ولایت مطلقه فقیه
    معناى ارائه شده براى ولایت مطلقه فقیه، بیانگر حد عقلى ولایت دینى ولى فقیه در جامعه اسلامى است اما اعمال این ولایت در جامعه همواره با محدودیتهایى رو به رو است كه مانع شكل‏گیرى معناى فوق از ولایت مطلقه مى‏باشد:

    الف) اولین مانع اعمال چنین شكلى از ولایت وجود نظام الحاد، التقاط و شرك جهانى است. همواره در طول تاریخ، درگیرى بین دو جبهه حق و باطل وجود داشته و خواهد داشت و مهمترین عامل نزاع این دو جبهه نیز توسعه دایره ولایت و گستره نفوذ و اختیارات آنهاست. طبعا نفس وجود نظام كفر و شرك، مانع جریان ولایت‏حقه در حیطه مكانى و موضوعى و حتى زمانى مطلوب است. چنان كه در طرف مقابل نیز وجود جامعه اسلامى - كه بر محور ولایت دینى رهبرى مى‏شود - مانع مستحكمى در مقابل گسترش و نفوذ فرهنگ بت‏پرستى و شرك در جامعه جهانى است.

    ب) دومین مانع، مرحله تكامل تاریخى بشر است. بنابر جهانبینى الهى، حركت عالم به سمت كمال است و ظرفیت جوامع متناسب با اینكه در چه مرحله‏اى از تكامل تاریخى خود به سر مى‏برند، دستخوش تغییر مى‏گردد و هر جامعه متناسب با آن مرحله تاریخى، تنها محدوده معینى از اعمال حاكمیت دینى را دارا است. یعنى همان گونه كه فیزیكدانى تابع قوانین طبیعى فیزیكى موجود در طبیعت‏بوده، تنها در چگونگى بهره‏ورى از آن اعمال حاكمیت و ولایت مى‏نماید، ولى اجتماعى نیز مجبور است مرحله تكاملى را كه جامعه در آن به سر مى‏برد بپذیرد و محدودیتهاى مربوط به آن مرحله از تكامل را نیز پذیر است.

    ج) سومین مانع، كیفیت پذیرش و تبعیت مردمى است كه تحت ولایت ولى الهى قرار دارند. تبعیت مردم از ولى اجتماعى در طیف بسیار گسترده‏اى قابلیت‏شدت و ضعف دارد و از تبعیت كامل شروع شده، تا مخالفت كامل در نوسان قرار مى‏گیرد. به هر میزان كه همراهى و پذیرش عمومى مردم از ولى عادل دینى، ارتقا یابد دامنه اختیارات ولى امر گسترده‏تر مى‏شود و در حوزه وسیع‏ترى قادر به سرپرستى جامعه است. بنابراین وظیفه مهم ولى فقیه از بین بردن این موانع و محدودیتها به منظور بالا بردن سهم تاثیر نظام اسلامى در مقابل كفر بین الملل است. بالا رفتن سهم تاثیر جبهه حق در مقابل جبهه باطل شاخصه مهمى است كه براى آحاد مردم وظیفه معینى ایجاب مى‏كند; لكن رهبر به دلیل داشتن مسؤولیت‏بیشتر در هدایت جامعه، بیش از بقیه مكلف به این امر است.

    پى‏نوشت‏ها:

    1. نهضت آزادى، «جزوه بررسى و تحلیل ولایت مطلقه فقیه‏» .

    2. محسن كدیور، «حكومت ولایى‏» ، ص 340، نشر نى.

    3. حسینعلى منتظرى، راه نو، شماره 18 ص 13.

    4. امام خمینى، «شوون و اختیارات ولایت فقیه‏» ، ترجمه «مبحث ولایت فقیه از كتاب بیع، امام ص 35.

    5. سید منیرالدین حسینى هاشمى، «جزوات ولایت فقیه‏» ، 2 و 7 و 9، دفتر فرهنگستان علوم اسلامى، قم، معناى مورد نظر از مطلق بودن ولایت عمدتا مستفاد از جزوات مورد اشاره مى‏باشد.



    نوع مطلب :
    برچسب ها :
    لینک های مرتبط :
    نظرات ()
    شنبه 18 شهریور 1396 05:31 ب.ظ
    Great goods from you, man. I've understand your stuff previous to and you're
    just too excellent. I actually like what you've acquired here, certainly like what you're stating and the way in which you say it.
    You make it enjoyable and you still care for to keep it
    sensible. I cant wait to read far more from you. This is actually a great
    site.
    سه شنبه 17 مرداد 1396 06:06 ق.ظ
    What's up to every body, it's my first visit of this blog; this blog
    contains awesome and actually fine information in support of visitors.
    دوشنبه 16 مرداد 1396 04:03 ق.ظ
    It's the best time to make some plans for the future and it
    is time to be happy. I have read this post and if I could I desire to suggest you some interesting things or suggestions.
    Perhaps you could write next articles referring to this article.
    I want to read more things about it!
    شنبه 14 مرداد 1396 08:28 ب.ظ
    Do you have a spam problem on this site; I also am a blogger, and I was wanting to know your situation; we
    have created some nice practices and we are looking to exchange methods with
    others, please shoot me an email if interested.
    شنبه 7 مرداد 1396 01:08 ب.ظ
    Howdy! I simply would like to offer you a huge thumbs up for your excellent info you've got here on this post.
    I will be returning to your blog for more soon.
    جمعه 2 تیر 1396 07:47 ب.ظ
    core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب اصل
    آیا واقعا حل و فصل درست با من پس از برخی از زمان.
    جایی در سراسر جملات شما موفق به من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه در حالی که.
    من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در منطق و یک ممکن است را سادگی به پر
    همه کسانی شکاف. در صورتی که شما در واقع که می توانید انجام من را بدون شک تا پایان
    تحت تاثیر قرار داد.
    جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:43 ق.ظ
    Hi, I would like to subscribe for this web site to obtain newest updates,
    thus where can i do it please help.
     
    لبخندناراحتچشمک
    نیشخندبغلسوال
    قلبخجالتزبان
    ماچتعجبعصبانی
    عینکشیطانگریه
    خندهقهقههخداحافظ
    سبزقهرهورا
    دستگلتفکر





    آمار وبلاگ
    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
    امکانات جانبی